تاریخچه

تاریخچه لیتوانی

Article Writer-En 12 فوریه 2019
ما به تاریخ خود افتخار می کنیم و مرتباً به میهمانان خارجی خود چیزهایی را می گوییم که باعث می شود در درون ما احساس خراشیده شود و روح ما جمع شود ، ما را با قدرت و ایمان پر کند و باعث می شود در سراسر جهان منحصر به فرد و شناخته شویم.

 

پیش از تاریخ لیتوانی

اولین مهاجران لیتوانی تقریباً 12000 B. C. در 3000 – 2500 B. C. ، بالت های هندو-اروپایی برای زندگی در اینجا به اینجا آمدند. بین قرن های 5 و 8 گروه های قبیله ای در سرزمین های غربی تشکیل شده است: پروس ها ، یوتوینگ ها ، کرورنی ها ، زمگالیایی ها ، لیتوانیایی ها و لتگالی ها. در قرن دهم قبایل بت پرست بالتیک هدف مأموریتهای اروپا کاتولیک قرار گرفتند. در سال 1009 ، نام لیتوانی برای اولین بار در گزارش مکتوب رسالت سنت برونو ذکر شد.

 

نام لیتوانی برای اولین بار در سالنامه قودلینبورگ در سال 1009 ذکر شد ، در چارچوب مأموریت سنت برونو در سرزمین های بت پرست

سلطنت و مدارا

در قرون وسطی ، لیتوانی قبلاً ایالت خود را داشته است: دوشات بزرگ لیتوانی (Magnus Ducatus Lithuaniae). به طور کلی پذیرفته شده است که کشور لیتوانی پس از تاج گذاری میندوگاس ، حاکم لیتوانی تلفیق شده ، در 6 ژوئیه 1253 به نقشه های جهانی راه یافت. گاو پاپال با اعطای بالاترین عنوان سلطنت به این کشور ، که لیتوانی از طرف خانواده اروپای غربی به عنوان عضوی برابر از سیستم سیاسی شناخته شده و در آن پذیرفته شد. با تصویب رسمی مسیحیت در سال 1387 ، لیتوانی ترجیح داد راه توسعه غربی را دنبال کند: دوره بعد با گسترش زبان نوشتاری ، مدارس افتتاح شد ، دانشجویان لیتوانیایی برای تحصیل به دانشگاه های اروپا سفر کردند.

 

از بالتیک تا دریای سیاه

ما در نبرد Žalgiris (Grünwald) در سال 1410 یک پیروزی مهم دیگر بدست آوردیم که در اتحاد با پادشاهی لهستان ، نشان شوالیه های توتون را شکست دادیم. پس از نبرد ، دوش بزرگ سلطنتی لیتوانی به اوج قدرت خود رسید ، در حالی که قلمرو آن از بالتیک تا دریای سیاه و از لهستان تا اسمولنسک امتداد داشت ، بنابراین به عنوان یک قدرت سیاسی مهم در اروپای شرقی و مرکزی ظهور کرد. موفقیت در گسترش دوشات بزرگ لیتوانی اساساً مبتنی بر تساهل قومی و مذهبی در برابر کسانی بود که به طور سنتی دشمن بالقوه محسوب می شدند.

 

اولین قانون اساسی مکتوب در اروپا

اساسنامه های لیتوانی به عنوان چارچوب قانونی گواهی بر این واقعیت است که از اوایل قرن شانزدهم بود که لیتوانی به بخشی جدایی ناپذیر از اروپای غربی تبدیل شد. اندیشه حقوقی در اواخر قرن هجدهم با تصویب قانون اساسی در 3 مه 1791 به اوج بیشتری رسید. این اولین قانون اساسی در اروپا (پیش از قانون اساسی فرانسه) و دومین قانون اساسی در جهان بود.

قدیمی ترین دانشگاه در اروپای شرقی
آغاز تحصیلات عالی در لیتوانی به سال 1579 ، سال تأسیس دانشگاه ویلنیوس برمی گردد. بنیانگذاری آن مهمترین رویداد در زندگی فرهنگی قرن دوازدهم بزرگ دوتایی لیتوانی بود که از اهمیت سیاسی بالایی برخوردار بود. دانشگاه ویلنیوس اولین مدرسه آموزش عالی نه تنها در دوش بزرگ دیار لیتوانی بلکه در کل اروپای شرقی بود.

قاچاق کتاب – پدیده قرن نوزدهم

قاچاق کتاب به عنوان مقاومت در برابر اقدامات سرکوبگرانه مقامات روسیه تزاری علیه کلیسای کاتولیک لیتوانی متشکل از ممنوعیت کتابهای دعای لیتوانیایی و تحمیل ایمان ارتدوکس روسیه ظاهر شد. فعالیت های قاچاق کتاب شامل چاپ کتاب ها ، بیشتر در پروس آن زمان ، لیتوانیای صغیر و آمریکا ، حمل آنها به طور غیرقانونی از طریق مرز و توزیع آنها بود. گرچه شرکت کنندگان در قاچاق کتاب عمدتاً دهقانان عادی بودند ، این جنبش فرهنگی ، که بخشی از جنبش ملی لیتوانی محسوب می شود ، در سال 1918 زمینه را برای احیای استقلال لیتوانی فراهم کرد و به عنوان وسیله ای برای حفظ هویت ملی اهمیت خود را تا امروز حفظ کرده است. بنابراین قاچاق کتاب را اغلب پدیده تاریخی قرن 19 لیتوانی می دانند. در سال 2004 ، یونسکو قاچاق کتاب را پدیده ای بی نظیر و بی سابقه در جهان توصیف کرد.

1918–1940: دوره شکوفایی
در 16 فوریه 1918 ، 20 نماینده شجاع ، مصمم و مورد اعتماد ملت لیتوانی ، قانون استقلال لیتوانی را امضا كردند: ” لیتوانی پس از مقاومت در برابر استقلال برای مبارزه با بلشویک ها و مهاجمان لهستانی ، دموکراسی پارلمانی خود را در سال 1920 در مجلس م Constسسان (Steigiamasis Seimas) مهر و موم کرد. هواپیمای پروانه بر فراز اقیانوس اطلس (از ایالات متحده به اروپا) در سال 1933 ، به یک نماد ملی میهن پرستی تبدیل شد. اصول جامعه مدنی ، ارزش های فرهنگی و بنیادهای کشاورزی که در این دوره ریشه دارد ، به لیتوانی کمک کرد تا از اشغال جماهیر شوروی جان سالم به در ببرد و بعداً به عنوان پایه ایدئولوژیکی برای احیای استقلال عمل کرد.

اشغال شوروی و الحاق لیتوانی

در 15 ژوئن 1945 ، اتحاد جماهیر شوروی لیتوانی را اشغال کرد و در 14 تا 18 ژوئن ، تبعید گسترده مردم لیتوانی به مناطق دور افتاده اتحاد جماهیر شوروی را آغاز کرد. با این وجود ما از این سختی ها جان سالم به در برده ایم: ما اشغال ها را تحمل کردیم ، ابتدا توسط شوروی و سپس توسط آلمان نازی. بسیاری از لیتوانیایی ها برای مبارزه برای استقلال لیتوانی به گروه های حزبی پیوستند. دوره جنگ های حزبی یکی از دراماتیک ترین و غم انگیزترین وقایع تاریخ لیتوانی است.

انقلاب آواز
گروه ابتکار Sąjūdis (جنبش اصلاحات لیتوانیایی) ، تاسیس شده در ژوئن 1988 ، ایمان و امید را به ما القا کرد: جنبش استقلال طلبی Sąjūdis خیلی زود به کل لیتوانی گسترش یافت. در 23 آگوست 1989 ، ما به هم پیوستیم تا یک زنجیره انسانی تشکیل دهیم که 650 کیلومتر در سراسر ویلنیوس ، ریگا و تالین امتداد یافته است به مناسبت پنجاهمین سالگرد پیمان مولوتوف-ریبنتروپ که در نتیجه آن لیتوانی استقلال خود را از دست داد. راه بالتیک اقدامی نمادین بود که کشورهای بالتیک را از اتحاد جماهیر شوروی جدا کرد و مردم ما با آن اراده خود را برای آزادی ابراز کردند. لازم نبود زیاد منتظر بمانیم. در 11 مارس 1990 ، کشور مستقل لیتوانی دوباره تأسیس شد. با این حال ، اراده مردم ما با مخالفت مقامات اتحاد جماهیر شوروی روبرو شد که در 13 ژانویه 1991 ، واحدهای چترباز را به خوبی آموزش دیده و مسلحانه به ویلنیوس فرستادند. اما حتی در معرض تهدید خشونت ، ما بدون حمله به اسلحه ، آواز خواندن و ایمان بی پایان به پیروزی خود ، به صلح و آرامش به حمله متجاوز اتحاد جماهیر شوروی پاسخ دادیم. به همین دلیل است که معمولاً از این وقایع به عنوان انقلاب آواز خوانده می شود. این سومین بار در تاریخ بود که لیتوانی دوره ای از زندگی خودمختار را آغاز کرد.

 

 

“راه بالتیک” – در 23 اوت 1989 ، یک زنجیره انسانی ویلنیوس ، ریگا و تالین را به هم متصل کرد.

عضویت در اتحادیه اروپا و ناتو

لیتوانی پس از عضویت در اتحادیه اروپا و ناتو در سال 2004 ، دوباره به خانواده اروپایی پیوست. لیتوانی پس از عضویت در اتحادیه اروپا ، به یک کشور اهدا کننده رسمی تبدیل شده و به بلاروس ، اوکراین ، مولداوی ، قفقاز جنوبی ، افغانستان و عراق کمک می کند. همچنین در چارچوب اتحادیه اروپا تعهدات چند جانبه را انجام داده است.